وبینار رایگان مسیر شغلی تحلیلگر داده
از یادگیری تا درآمد؛ قبل از شروع، مسیرت را بشناس!
ثبت‌نام رایگان

چرا با وجود این‌همه آموزش هنوز درآمدی نداری؟

مقاله چرا با وجود این همه اموزش هنوز درامد نداری

آموزش فراوان و نتیجه‌ای که دیده نمی‌شود

شاید مدت زیادی است که در حال یادگیری هستی دوره‌های مختلفی خریده‌ای ویدیوهای آموزشی زیادی دیده‌ای مقاله خوانده‌ای کتاب تهیه کرده‌ای و حتی چند بار تصمیم گرفته‌ای مسیر زندگی شغلی خودت را تغییر بدهی هر بار هم با انگیزه شروع کرده‌ای و با خودت گفته‌ای این بار قرار است تا انتهای مسیر ادامه بدهم اما بعد از مدتی دوباره به همان نقطه قبلی برگشته‌ای هنوز نمی‌دانی دقیقاً چه مهارتی داری هنوز نمی‌توانی یک کار واقعی را از ابتدا تا انتها انجام بدهی و وقتی یک آگهی شغلی یا پیشنهاد پروژه می‌بینی مطمئن نیستی که برای انجام آن آماده هستی شاید وقتی به گذشته نگاه می‌کنی ساعت‌های زیادی را می‌بینی که صرف آموزش شده اما در مقابل آن نتیجه قابل توجهی وجود ندارد نه پروژه‌ای داری که بتوانی نشان بدهی نه تجربه‌ای داری که درباره آن صحبت کنی و نه درآمدی ساخته‌ای که ثابت کند آموزش‌های تو به یک توانایی قابل استفاده تبدیل شده‌اند اینجاست که یک سؤال جدی در ذهن تو شکل می‌گیرد چرا با وجود این همه آموزش هنوز درآمد ندارم؟

مشکل اصلی کمبود آموزش نیست

اولین پاسخی که ممکن است به ذهنت برسد این است که احتمالاً هنوز به اندازه کافی یاد نگرفته‌ای پس دوباره به سراغ یک دوره جدید می‌روی یک کتاب دیگر می‌خری یک مدرس تازه پیدا می‌کنی و مسیر جدیدی را شروع می‌کنی اما مشکل اصلی معمولاً کمبود آموزش نیست مشکل این است که میان چیزی که یاد گرفته‌ای و چیزی که بازار کار از تو می‌خواهد یک شکاف وجود دارد تو اطلاعات زیادی دریافت کرده‌ای اما فرصت کافی برای تبدیل این اطلاعات به توانایی واقعی نداشته‌ای آموزش به تو گفته است یک کار چگونه انجام می‌شود اما تو هنوز آن کار را با دست‌های خودت انجام نداده‌ای هنوز با مسئله واقعی روبه‌رو نشده‌ای هنوز اشتباه نکرده‌ای هنوز برای پیدا کردن راه حل تلاش نکرده‌ای و هنوز نتیجه کارت را در معرض بازخورد قرار نداده‌ای به همین دلیل ممکن است درباره یک موضوع اطلاعات زیادی داشته باشی اما زمانی که باید از آن اطلاعات استفاده کنی ندانی از کجا شروع کنی

دانستن در دانشگاه پایان مسیر است نه در بازار کار

این اتفاق برای بسیاری از افراد از دوران دانشگاه آغاز می‌شود ما سال‌ها در مدرسه و دانشگاه یاد می‌گیریم که برای موفق شدن باید مطالب بیشتری بخوانیم آنها را به خاطر بسپاریم در امتحان پاسخ درست بدهیم و مدرک بگیریم در این سیستم معمولاً کسی از ما نمی‌پرسد با دانشی که آموخته‌ای چه مسئله‌ای را می‌توانی حل کنی چه چیزی می‌توانی بسازی و چه ارزشی می‌توانی برای یک فرد یا یک مجموعه ایجاد کنی ما یاد می‌گیریم که دانستن خودش نتیجه است در حالی که در بازار کار دانستن فقط نقطه شروع است دانشگاه می‌تواند دانش پایه نگرش علمی ارتباط و فرصت رشد در اختیار ما قرار دهد اما همیشه برای تبدیل دانش به مهارت شغلی طراحی نشده است به همین دلیل ممکن است فردی چند سال درس خوانده باشد و نمره‌های خوبی گرفته باشد اما پس از فارغ التحصیلی با دیدن اولین آگهی شغلی احساس کند چیزی بلد نیست این تجربه برای بسیاری از افراد دردناک است زیرا انتظار داشته‌اند بعد از سال‌ها تحصیل آماده ورود به بازار کار باشند اما ناگهان متوجه می‌شوند مدرک به تنهایی برای گرفتن شغل یا پروژه کافی نیست بعضی از افراد در این مرحله نتیجه می‌گیرند که استعداد ندارند به اندازه کافی باهوش نیستند یا برای موفقیت ساخته نشده‌اند در حالی که مسئله اصلی هویت یا توانایی ذاتی آنها نیست مسئله این است که مسیری که طی کرده‌اند تا مرحله استفاده عملی ادامه پیدا نکرده است آنها آموزش دیده‌اند اما برای انجام دادن آماده نشده‌اند گر تو هم دقیقاً نمی‌دانی فاصله بین چیزی که الان بلدی و چیزی که بازار کار از تو می‌خواهد چقدر است، در جلسه معارفه رایگان درباره همین مسیر صحبت می‌کنیم و کمک می‌کنم دید واضح‌تری نسبت به نقطه فعلی و قدم بعدی‌ات پیدا کنی

دیدن آموزش با توانایی انجام دادن فرق دارد

پس از این تجربه فرد تلاش می‌کند کمبود خود را با آموزش‌های بیشتر جبران کند او وارد دوره‌های آزاد می‌شود و این بار امیدوار است یک دوره کاربردی بتواند فاصله میان دانشگاه و بازار کار را پر کند این تصمیم در اصل می‌تواند درست باشد اما زمانی مشکل آغاز می‌شود که همان الگوی قبلی دوباره تکرار شود فرد به جای ساختن مهارت فقط محتوای بیشتری مصرف می‌کند ویدیوها را پشت سر هم می‌بیند یادداشت برمی‌دارد بخش‌هایی از دوره را متوجه می‌شود و از همین فهمیدن احساس پیشرفت می‌کند اما زمانی که باید بدون کمک مدرس کاری را انجام دهد متوقف می‌شود چون دیدن انجام یک کار با توانایی انجام دادن آن تفاوت دارد ممکن است هنگام تماشای آموزش همه چیز ساده و روشن به نظر برسد اما وقتی صفحه سفید مقابل تو قرار می‌گیرد تازه متوجه می‌شوی کدام قسمت‌ها را واقعاً یاد نگرفته‌ای این فاصله طبیعی است و فقط از طریق تمرین پر می‌شود اما بسیاری از افراد از روبه‌رو شدن با این فاصله فرار می‌کنند زیرا تمرین کردن سخت‌تر از دیدن آموزش است در تمرین ممکن است اشتباه کنی ممکن است چند ساعت درگیر مسئله‌ای شوی ممکن است احساس کنی چیزی بلد نیستی و حتی ممکن است نتیجه اولیه کارت ضعیف باشد آموزش دیدن معمولاً چنین فشاری ایجاد نمی‌کند به همین دلیل ذهن به شکل ناخودآگاه مسیر راحت‌تر را انتخاب می‌کند و دوباره به سراغ آموزش می‌رود

چرخه آموزش زدگی

این رفتار به مرور یک چرخه می‌سازد فرد آموزش می‌بیند اما تمرین نمی‌کند پس احساس آمادگی ندارد برای آمادگی بیشتر دوره دیگری شروع می‌کند آن دوره را نیز به پایان نمی‌رساند بعد مسیر تازه‌ای جذاب‌تر به نظر می‌رسد و دوباره از ابتدا شروع می‌کند هر شروع جدید کمی انگیزه و امید ایجاد می‌کند اما چون به یک خروجی واقعی نمی‌رسد پس از مدتی با ناامیدی تمام می‌شود نتیجه این چرخه پوشه‌ای پر از فایل‌های آموزشی فهرستی از دوره‌های نیمه تمام و ذهنی خسته است ذهنی که اطلاعات پراکنده زیادی دارد اما نمی‌تواند آنها را در یک مسیر مشخص کنار هم قرار دهد می‌توان این وضعیت را آموزش زدگی نامید آموزش زدگی یعنی مصرف مداوم محتوای آموزشی بدون آنکه این محتوا به توانایی حل مسئله و ساختن نتیجه تبدیل شود در این وضعیت آموزش به جای آنکه ابزار رشد باشد به جایگزینی برای عمل تبدیل می‌شود فرد هر روز کاری انجام می‌دهد و به همین دلیل احساس می‌کند بیکار نمانده است اما این فعالیت او را به مقصد مشخصی نزدیک نمی‌کند تفاوت مهمی میان مشغول بودن و پیشرفت کردن وجود دارد ممکن است ساعت‌ها مشغول یادگیری باشی اما اگر در پایان هفته نتوانی کاری را انجام بدهی که در ابتدای هفته قادر به انجامش نبودی پیشرفت تو کامل نشده است یادگیری واقعی باید تغییری در توانایی تو ایجاد کند آموزش فقط زمانی ارزشمند است که باعث شود مسئله‌ای را بهتر حل کنی کاری را مستقل‌تر انجام بدهی یا خروجی باکیفیت‌تری بسازی

چرا همیشه در مرحله شروع می‌مانی

یکی دیگر از دلایل نرسیدن به درآمد تغییر مداوم مسیر است ممکن است امروز برنامه نویسی را شروع کنی هفته بعد به طراحی علاقه‌مند شوی ماه بعد درباره تحلیل داده بشنوی و کمی بعد تصمیم بگیری تولید محتوا را امتحان کنی هیچ کدام از این مسیرها لزوماً بد نیستند اما هیچ مهارتی در زمان کوتاه و با تلاش پراکنده به سطح درآمدزایی نمی‌رسد زمانی که قبل از عبور از دشواری‌های اولیه مسیر را عوض می‌کنی همیشه در مرحله شروع باقی می‌مانی مرحله شروع هیجان دارد زیرا همه چیز تازه است اما ارزش واقعی در مرحله‌ای ساخته می‌شود که هیجان اولیه کاهش یافته و تو باید با تمرین تکرار اشتباه و اصلاح ادامه بدهی تغییر مسیر گاهی لازم است اما اگر هر بار به محض سخت شدن کار مسیر را ترک کنی فرصت شکل گرفتن مهارت را از خودت می‌گیری

تمرین

اکنون وقت آن است که وضعیت فعلی خودت را بدون سرزنش بررسی کنی تمام دوره‌ها کتاب‌ها و مسیرهایی را که شروع کرده‌ای روی یک کاغذ بنویس مقابل هر کدام مشخص کن آیا فقط آموزش دیده‌ای آیا تمرین کرده‌ای آیا پروژه ساخته‌ای و آیا بازخورد گرفته‌ای این فهرست قرار نیست احساس بدی در تو ایجاد کند بلکه باید الگوی یادگیری تو را آشکار کند سپس فقط یک مسیر را برای سی روز آینده انتخاب کن بقیه مسیرها را حذف نکن فقط موقتاً کنار بگذار در ادامه نام یک پروژه کوچک را بنویس که تا پایان این سی روز کامل خواهی کرد و مشخص کن برای ساخت آن دقیقاً به چه آموزش‌هایی نیاز داری از این لحظه معیار پیشرفت تو تعداد ویدیوهای دیده شده نیست معیار پیشرفت تو تعداد مسئله‌هایی است که حل کرده‌ای تعداد تمرین‌هایی است که انجام داده‌ای و خروجی‌هایی است که می‌توانی نشان بدهی

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

فهرست مطالب

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x